-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
هر کسی قطره بُوَد ذکـر تو دریــاش کند هر که سرمست تو شد مهر تو شیداش کند گر گدایی کند عالم ز همین خانه بس است هــر گــدا را کــرم دست تو آقــاش کـنــد هــر مریضی به شـفـاخــانـۀ تو روی آرد یـک نـگــاه تو طـبـیـبـانـه مــداواش کـنـد چه نیازی است که عیسی به زمین برگردد مرده را ذکــر ابـاالفـضل تو احیــاش کـند روز محـشـر به خــداوند قـسـم مــادر تو در پی گــریـه کن توست که پـیـداش کـند هر کسی گـریه کند بهر غـمت روز جــزا برکت اشــک تو هـمـسـایۀ زهــراش کند باز هنگــام محــرم شده ای شـاه غــریب پرچم ت را بــده جبــریل که برپــاش کند جنت حضرت حق خود به خودش زیبا نیست روضه های تو قرار است که زیباش کند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
ما بعد از آنکه بر غــم تو مبـتـلا شدیم بــا راه بــنــده گـی خـدا آشــنا شــدیــم هر کس وسیــلـه داشت برای هــدایتش ما با نســیــم روضـۀ تو با خــدا شـدیم وقتی که جاه ومال وهوس را همان گرفت با رمــز یا حسین ز شیطان جــدا شدیم ذکــر حسین اشــرف اذکــار عالم است گـفـتـیــم و همـدم هـمــۀ انـبــیــا شــدیم مسکین و مستکین و فقـیـر آمدیم و بعد با کـیـمـیـای مهــر شمــا پُـر بهــا شدیم اشکی چکید و آتش دوزخ فـرو نشست تأثــیـر گـریـه است اگـر بـا حیــا شدیم ما را خــدا برای غمت برگــزیده است با دست مــادرت ز بـقـیّـه ســوا شــدیم شبهای جمعه مادرتان روضه خوان ماست با نــاله های دل شکـنـش هم نــوا شدیم شبهای جمعه هیئت ما مثل کــربلاست با یک سلام، راهی کــرب و بلا شدیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
قبله تا طاق دو ابــروى تو را کم دارد چون نمازیست که انگـار خدا کم دارد همه خـلق ســر سفــرۀ تو مـهـمـانـنـد کــرم ســفــرۀ تـو بــاز گــدا کــم دارد دل ما با دو؛ سه تا کیسۀ زر خوش نشود ســائل خــانه ات ایـنـبـار دعا کم دارد گـریه کن هاى تو را قـلـب مصفا دادند هرکجـا گریه تو نیست صفــا کم دارد من پى تــربت بین الحــرمینم؛ بفرست چون مریضى که مریض است و دوا کم دارد تا رسیــدن به کمــالات بــلا بــاید دیـد هرکسى که نــرسیـده ست بلا کم دارد بین حــج کرببلا رفتى و یعنى حج هم نیست مـقـبــول اگــر کــرببلا کم دارد خانه ما دو سه ماه است حـسـینیه شده این وسط عکس تورا خانه ما کم دارد عاقل آن است که مسکین اباعبدالله ست هرکسى نیست در این خانه گدا کم دارد گریه کم دارم و فریاد زدن پس اى داد مانده حــالا جگــرم بین دوتا "کم دارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
ما را نـسـیــم پــرچــم تو زنده می کند زخمی است دل که مرهم تو زنده می کند خشکیده بود چند صبـاحی قنات اشک این چشمه را ولی غـم تو زنده می کند آه ای قتـیل اشک، نفس های مــرده را شور تو، روضه و دم تو زنده می کند ای خونبهای عشق، چه خوش گفت پیر ما: اســلام را مـحــرم تو زنــده می کــنـد ما با غــذای نــذریتــان رشـد کرده ایم جـان را عطای حاتــم تو زنده می کند آقا جســارت است، ولی داغ شیـعه را انگـشـتر تو، خــاتــم تو زنــده می کند بالای تــل هم آتش این قــوم خـفـته را آن خــواهــر مُکــرّم تو زنــده می کند این کشته فتاده به هامون حسین اوست خود را به اسم اعـظـم تو زنده می کند فردای محشر و غم و طوفان وتشنگی مــا را امیــد زمــزم تو زنــده می کند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
عــاشـق درد همــان درد بود درمــانش زخــم گــردد پر پــرواز هُـمـای جـانش نازم آن خانه به دوشی که پس از طیّ طریق تیغ عشق تو کند در یَـم خـون، مهمانش روح عاشق که عروجش گذرد از ملکوت مرغ عشق است و بود لانۀ تن زندانش این حسین است، حسین است، حسین است، حسین که به تــوحیــد دهد روح، تن عـریـانش سینۀ بحــر کشد شعـلـه به یــاد عطشش بــر دل آب بُــود، داغِ لـبِ عـطـشـانـش اوست آن قاری قرآن که پس از بوسۀ وحی بوسۀ چــوب بُود، اجــر لب و دنــدانش روز محشر که غضب از همه سو موج زند رحمت واسعــه، جـاری بُود از دامانش پای میــزان چو کمــر بهر شفاعت بندد نبــرد قاتــل او هـم طمــع از احســانش رحمت و عفو دو قطره بُود از خون گلو وسعت حشر بُود، گـوشه ای از میدانش آن چنان سینه سپـر کرد و مقــاوم استاد که به هم خورد گره، زخم تن از پیکانش گشت قربانی و هفـتاد و دو قــربانی داد جان ما، جان همه خلق جهان، قربانش! پر ز آیات شد آن مصحف زهرا "میثم"! بس که با تیــر نوشـتـنـد به تن، قــرآنش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
ﮐﻌﺒﻪ ﯾﮏ ﺯﻣﺰﻡ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻋـﺎﻟﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﺸﻢ ﻋﺸّﺎﻕ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻡ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺯﻣــﺰﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻫﺮﮐﺠﺎ ﻣﻠﮏ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ ﺣﺴﯿّﻨﯿﻪ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﻡ ﺷــﻮﺭ ﻣﺤــﺮّﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻪ ﻣﺤـﺮّﻡ ﻧﻪ ﺻﻔﺮ ﺑﻠﮑـﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺭﮤ ﺳﺎﻝ ﮐﻌﺒــﻪ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﻏـﻤـﺖ ﺟــﺎﻣــﮥ ﻣـﺎﺗــﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻮﺍﻥ ﺗﻮ ﺧـﺪﺍ، ﮔــﺮﯾﻪ ﮐﻦ ﺗﻮ ﺁﺩﻡ ﺍﺷــﮏ، ﺍﺭﺛــﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺫﺭّﯾــﮥ ﺁﺩﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﺎﺯﻡ ﺁﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻫﻤﭽﻮ ﺧــﺪﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻋـﺎﻟــﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﻣﺎﺗﻢ ﺗﻮ ﺑﺴﮑﻪ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﺳﺖ ﺣﺴﯿﻦ ﺟــﺎﯼ ﺩﺭ ﭼﺸــﻢ ﺭﺳــﻮﻻﻥ ﻣﮑــﺮّﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﺟﮕـﺮﻡ ﺯﺧﻤﯽ ﺁﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﮐﻪ ﺯﺧــﻢ ﺑﺪﻧﺶ ﻫﺮ ﺩﻡ ﺍﺯ ﺯﺧﻢ ﺩﮔﺮ ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﻣﺮﺣـﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺗﺶ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻏﻀﺐ ﺭﺍ ﺧﺎﻣـﻮﺵ ﻫﺮﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﯾﺪﮤ ﺧﻮﺩ ﯾﮏ ﻧﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﯾﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﻔﺮﻭﺷﺪ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺻﺪ ﺑﺎﻍ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺮ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﯿﻮﻩ ﺯ ﻧﺨﻞ ﺗﺮ «ﻣﯿﺜﻢ» ﺩﺍﺭﺩ
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
توسل به سیدالشهدا علیه السلام
باده های ناب معمولا به ســاغــر نیـستند چون که با هر ساغری شاناً برابر نیستند بوی جنّت میدهد هرکس به روضه میرود واقعا بیچــاره آنانکــه مـعـطــر نیـسـتـند روز محشر سخت گـریانند در پیش خدا چشمهایی که میـان روضه ها تر نیستند ارزش این گریه ها محشر مشخص میشود اهل روضه روز محشر کور یا کر نیستند گریه کن های تو اصحاب امــام صادقـند با حساب این روایت کم ز قـنـبـر نیستند من به هرجایی رسیدم از حسینی بودن است بی تــوســل مشکــلات ما میــسّر نیستند هفت شهر عشق را با نوکـری گشتیم ما در خم یک کوچه اند آنانکه نوکر نیستند منکران! گر دلبر ما قبله حاجـات نیست پس چرا مردم دخیل باب دیگـر نیستند؟ داغ تو نگذاشت فکر غصه های خود کنم نوکــرانت تا تو را دارند مضطر نیستند منبر از ارکان اصلی تمام روضه هاست بـاختند آنانکه خیــلی اهل منـبـر نـیـستند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام هادی علیهالسلام
شـروع عـشق به نـام خـدا به نـام شـمـا من آفــریــده شــدم تا شــوم غــلام شـمـا هـزار شکـر نبـوده هــنـوز روی سـرم به غـیـر سـایـۀ لـطف عــلی الـدوام شـما کـبـوتـر دل من که نـمـی پـرد هـمـه جـا از آن زمـان که گـرفـتار شد به دام شـما بـرای آنکـه جـنـان را فـقـط نـگــاه کـند نشـسته است شب و روز روی بـام شما خوشا به حال کسی که شده در این دنیا مسیر زنــدگی اش روشن از کــلام شما شـمـا تـمـامی دار و نــدار من هـسـتـیـد تـمـام عـمـر همه اعـتـبـار من هـسـتـیـد جهـان به زیـر قـدوم تو خـار می گـردد نفـس زنـی هـمه عـالـم بـهــار می گـردد برای عرض ارادت به محضرت،خورشید به سـمـت گــنـبـد تو رهـسپـار می گـردد یکی دو شب که نه،هرشب به سامرا،مهتاب مـیـان صحـن تو مـثـل غــبـار می گـردد اگــر که تیــغ دو ابروت می کشد، جانم هــزار بــار به پــایت نــثــار مـی گــردد اگر به عشق تو مُـردم شما نخـورغصه یک عاشقت کم از این صد هزار می گردد همیشه زنده بُود هـر کسی فـدای تو شد و خوش به حالش اگر خاك سامرای تو شد دلـم بـهـانـه گـرفـتـه، بـهــانـه ات هــادی نـشـسـته ام چو گـدا پـشت خـانه ات هادی نگـاه کن به خدا آب و نـان نـمی خـواهم تــمــام حــاجـت من آستــانــه ات هــادی بخوان تو جامعه را تنگ شد دلم امشب بــرای زمــزمــۀ عـاشــقــانه ات هــادی به عرش نقل محافل بیان مـدح شماست و جـبـرئیــل بخــوانـد تــرانـه ات هــادی تو آمـدی که شـوی مـلـجـا دل مـضطر شـوم اسـیـر تو و آب و دانــه ات هــادی تو آمــدی که بــدانــم جــلال یعـنی چه! تو آمـدی که بـبـیـنــم جـمـال یعـنی چه ! بگـیـر دسـت مـرا تا به سـامــرا بـبـری بگـیر دست مـرا عــرش کـبـریا بـبـری ببین که دور و بر من غریبه بسیار است بگـیـر دسـت مــرا، یــار آشـنـا، بـبــری تو رهـنـمـای مـنـی، تا نیـامـده شـیـطان بگـیـر دسـت مـرا تا سـوی خــدا بـبـری همه یقین من این است راه حق آنجاست به هر کجا که دلت خواست تا مرا ببری به آن ضریـح تو سوگند می دهــم مـولا مرا تو یک شب جـمعه به کـربلا ببـری که روضه خوان بشوم در حریم خون خدا "میان آن همه لشكر، حسین... وا...تنها
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
خورشيد سر زد از سحرت أيها الغريب از سمـت چـشـم های تـرت أيها الغريب تو ابر رحمتی که به هرگوشه سر زدی بـاران گـرفت دور و برت أيها الغريب جاری ست چشمه چشمه قدمگاه توهنوز جنّـت شـده ست رهگـذرت أيها الغريب تو آفـتـاب رأفـتی و کـوچه کـوچه شهر در سـايه سـار بـال و پـرت أيها الغريب با ايـن همـه، غـريـبِ غـريبـان عالـمی داغـی نشـسته بـر جگـرت أيها الغريب از کـوچه هـای غـربت شهـر آمدی ولی داری عـبا به روی سرت أيها الـغريب آقای من! نگـو که تـو هـم رفـتنی شدی زود است حرف از سفرت أيها الغريب شکـر خـدا جـواد تـو آمــد ولـی هـنـوز بـارانی اسـت چـشـم تـرت أيها الغريب يک عمر خواندی از غم آقای تشنه لب با اشـک های شـعـلـه ورت أيها الغـريب هر گوشهای ز حجره که رومی کنی دگر کرب و بلاست در نظرت أيها الغريب در قـتـلگـاه، لـحـظـۀ آخـر چه می کـشيد جــدِّ ز تـو غـريـبتـرت أيـهـا الـغـريب چشمان اهل خيمه دگر سوی نيزه هاست ظهرقيامت است وسری روی نيزه هاست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
بی تو نفس به سینۀ ما جــان نمی شود بی توبهشت روضۀ رضوان نمی شود اصــلا تــمام وسـعت این گـنـبـد کـبود گــنـبـد طـلای شاه خــراسان نمی شود ناکام آن دلی است که درطول عمرخود یکـبار در حــریم تو مهمــان نمی شود ایـام عمر ما ز تــو برکت گرفته است کمهای ما کـه بی تو فـراوان نمی شود تو دست من بگــیر و بـده روزی مـرا گــندم بـدون لطف شـما نـان نمی شود گشتــم میان این همه اذکــار غرق نور ذکری به دلبــری رضا جان نمی شود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح امام رضا علیهالسلام
آن حریمی که در آن دلها کبوتر می شود پر زدن تا محضر زهرا میسر می شود عشوۀ معشوق و ابــراز نیــاز عـاشقـان به وصال عاشق و معشوق منجر می شود این نسیم عفو از آب و هوای گنبد است هر سحر کل حرم از آن معطر می شود در کنار دست صاحبخانه منزل می کند زائری که وارد صحـن مطهــر می شود آب سقـاخانه اینجا طعم کــوثــر می دهد عطر و طعمش موجب ایمان کافر می شود هر دلی اینجا توسل کرد عرشی می شود هر سری اینجا به خاک افتد سرور می شود با تمام غصه ها هر طــور می شد آمدم گفتم از مشهد به بعد اوضاع بهتر می شود من هو یعطی الکثیر بالقلیل آقای ماست پاسخ یک خواهش اینجا صد برابر می شود خوش به حال زائری که بعد مشهد آمدن دل پسند زاده موسی بن جعفــر می شود عطر و بوی کربلا دارد حریمت،این گدا کی دوباره زائـر ارباب بی سر می شود از حرم تا قـتـلـگـه،از قتلگه تا به حــرم این مسیر از اشکهای فاطمه تر می شود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
دلـم جـز به مـهـر تـو ســامـان نـدارد دمـی زنـدگـی بـی تـو امـکــان نـدارد نباشد فـقـیر آن که بی مال و پول است فـقـیـر آن که مـثـل تو سلـطـان ندارد مـیـان غــم و غــربـت خـود بـمـیــرد غــریـبـی کـه شــاه خـراســان نـدارد نگـاهت پُر از مهر و لطفت فـراگـیر که ربطی به گـبـر و مـسلـمـان ندارد شــده گــنـبـد تـو نـگــیـنـی بـه عـالـم نگــیــنی که حــتی ســلیــمــان نـدارد "قــسـم" تـا به جـان جــواد تو بـاشـد دگــر احتــیــاجــی به "قــرآن" نـدارد سـرم روی دامـان تو بـوده یک عمر پـنـاهـم تـویـی این که کـتــمـان ندارد دلــم گــشتــه آهــوی صـحـن تو آقــا در ایـنجـا دلــم شــوق بُـسـتـان نـدارد یـقـیـنــاً که تـوحـیــد او خــدشـه دارد کــسی که به حــقّ تـو ایــمـان نـدارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
آرام کن به جامی؛ شور و نـوای ما را سلطانی و ز رأفـت داری هوای ما را از سفرۀ کریمت همواره برده ام فیض پر کرده ای همیشه تو کسیه های ما را دادیم تا ســلامی تحــویــلمان گــرفـتـی از خــاطرت نبردی حتی صدای ما را سهمیــۀ گــدایــان محفــوظ باشد ایـنجا بگــذاشتی کــناری سهــم عطای ما را باز آمدیم ای دوست بار گـناه بر دوش راضی نما دوبـاره از ما خــدای ما را روزی اگر بنــا شد ما را ز در بـرانی گو مــادران بپوشند رخت عزای ما را زیباییِ ضریح و ایوان و صحن هایت در گوشۀ حریمت بسته است پای ما را جان جــوادت آقــا؛ جــان عــزیز لیـلا امضــا نمــا دوبــاره کــربــبلای ما را باب الجــواد یـعــنی صحن علی اکــبر تنگ غروب دیدی تو گریه های ما را در پیش چشم بابا اکـبر شد اربا" اربــا فـرمود شـاه: عبـاس! آور عبـای ما را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
ای شهیـد سر جـدا، یا لـیـتـنـا کُـنـّا معک کــشــتـۀ راه خـــدا، یا لیـتـنا کُـنـّـا معک ای به موج خون زده در پیش چشم فاطمه زیر خنجر دست و پا، یا لیتنا کُنـّا معک ای که ازدریای خون تا خیمه گه زینب تو را ناله کرد و زد صدا، یا لیـتـنا کُنـّا معک آب، مهـر فـاطـمه، فرزند او را تشنه لب سر بریــدند از قـفـا، یا لیـتـنا کُـنـّا معک میهـمـان اهل کوفه بودی و سنـگت زدند در زمین کــربــلا، یـا لیـتـنا کُـنـّا معک مصحف خونین زهرائی و از سُّم ستـور پیــکـــرت شد توتیا، یا لیـتـنا کُنـّا معک ای سرت مهمان خولی ازچه دیگر ساربان کرده دستت را جـدا، یا لیـتـنا کُنـّا معک می رسد از قتـلگاهت تا قـیامت بر فـلک نــالــۀ واغـربــتـا، یـا لیـتـنا کُـنـّا مـعـک عترتت در یمه بود و خـیمه را آتش زدند از ره جور و جفت، یا لیـتـنا کُـنـّا معک دامن دردانه ات آتـش گـرفت و می دویـد در بیــابــان بـلا، یــا لیـتـنا کُـنـّا مـعـک هم توکعبه هم تو زمزم هم تومروه هم صفا هم تو مشعرهم منی، یا لیـتـنا کُـنـّا معک با دهان تشنه قـرآن خواندی و سنگت زدند بر فــراز نـیـزه هـا، یا لیـتـنا کُـنـّا معک کیست تا مُحرِم شود مثل تودرمیقات عـشق حّج خــون آرد بـجا، یا لیـتـنا کُـنـّا معک کو سلیمان تا ببیند میکنی در موج خـون دست و انگشتر عطا، یا لیـتـنا کُنا معک هــر کجا یاد تو کردم ای عزیـز فـاطـمه سـوختـم سر تا به پا، یا لیـتـنا کُنـّا معک میکند با اشک خود (میثم) جهنّم را خموش چون بگرید بر شما، یا لیـتـنا کُنـّا معک
: امتیاز
|

















